مجموعة رسائل للإمام الشهيد حسن البنا
از امام حسن البنا
ترجمه : زاهد ویسی

امام شهید حسن البنا – رحمه الله – در سال 1935 م ، به یک دانشجوی مسلمان که با همسرش ، برای تحصیل ، به اروپا می رفت ، نامه ای نوشت .
با توجه باندرزهای گرانبهاو سفارشهای مهم موجود در آن ، تصمیم گرفتیم این نامه را بطور کامل منتشر نماییم . به ویژه آنکه تا کنون ، چاپ و منتشر نشده است . این هم متن کامل این نامه*.
برادر دینی من !
خدا تو را حفظ کند و در سایه خود نگه دارد !
خداوندی راسپاس و ستایش می گویم که جز او هیچ اله و معبودی نیست ، و بر سرورمان محمد صلی الله علیه و آله سلم ، که به عنوان رحمتی برای جهانیان و جهانها مبعوث شده ، و نیز بر همه کسانی که به شریعت او تا روز قیامت تمسک می جویند ، سلام و درود می فرستم .
سلام ورحمت وبرکات خداوند برتوباد ! چه روزی که بانیت خیر و هدف بزرگ سفر می کنی ، چه روزی که با دست پر به نیکی برمی گردی و چه روزی که با میوه های رسیده ی علوم و گلهای خوش رنگ معارفی که چیده ای ، به اسلام عزیز خدمت می کنی . در آینده ای نزدیک ، به میان مردمی می روی که آنها را نمی شناسی و با آنان انس نگرفته ای . آنان به تو به عنوان یک مسلمان نگاه می کنند . لذا عزیزم ! با تمام توان خود بکوش که بهترین اولگو وبرترین سیمایی باشی که آنها از طریق تو بفهمند که مسلمان بودن ، فضیلت و شرافت است . امانت گرانبهایی ـ که همان همسر بزگوار توست ـ بهمراه داری ، ارزشش را بدان وبرای او رفیق امینی باش که آسایش اورا فراهم کند و [ زمینه ] خوشبختی را برایش مهیا نماید . و بدون سهل انگاری در رعایت حقوق یا غفلت از انجام تکالیفی که نسبت به او بر عهده داری ، با خوبی و خوشی اورا یاری و یاوری کن . اینک با من کلماتی را بخوان که محبت و اخلاص من نسبت به شما ـ بعنوان برادر بزرگتری که برای برادران [ و خواهرانش خوشبختانه ] آرزو ها را دارد و برای آنها امید وار خوشبخت ترین زندگی هاست ـ مرا به به نوشتن آنها وا داشته است .